ماه ساخته ی برناردو برتولوچی la luna در زبان ایتالیایی یعنی ماه .
این نام فیلمی از برناردو برتولوچی سینماگر محبوب و مطرح اروپایی است.اگر لوئیس بونوئل را استاد سینمای سورئال خوانده اند ، بی تردید برتولوچی نیز استاد سینمای داستانگو است. اگرچه سورئالیسم و داستانگویی در تناقض با هم قرار ندارد اما دو مکتب کاملا متفاوت در هنر به شمار می روند .برتولوچی فیلمسازی است که آثارش هم مخاطبان ساده پسند و داستان دوست را در برابر پرده ی نقره ای جذب می کند و هم مشکل پسندان و آنانی که در سینمای به جستجوی چیزی بیش از سرگرمی اند.
آثاری چون آخرین امپراطور (1987) ، در پناه آسمان (1990) ، بودای کوچک (1993) شاهد این مدعاست. ماه نیز اثر دیگری از این فیلمساز است که در سال ۱۹۷۹ میلادی بر روی پرده سینما ظاهر شد.
فیلمی دو زبانه که در ایتالیا فیلمبرداری و با استقبال مناسبی در دنیا رو به رو شد.درامی که چنان دیگر آثار برتولوچی نمی توان در زمره سینمای معنی گرا قرارش داد و این در قیاس آثار وی با فیلمسازی چون کیشلوفسکی خود نمایی می کند.
کیشلوفکسی هم فیلمسازی داستانگو اما معنی گراست و باید یک سر در هر فیلمش به دنبال نشانه ها باشیم . فلسفه اما برای برتولوچی در مقام دوم قرار دارد.ماه که در میان آثار برتولوچی به دلیل بی پروایی در به تصویر کشیدن معاشقه ی مادر و فرزند درخور توجه است نیز همچنان داستان می گوید و فلسفیدن را به ذهن تماشاگر واگذار می کند. ماه ، فیلمی به یاد ماندنی است درباره مخدر ، پوچی و گسسته شدن نهاد خانواده .
با این همه ماه را نمی توان فیلمی علیه اعتیاد تلقی کرد ، چنان که تا پیش از سفر مادر به شهری که نخستین ازدواجش در آنجا بوده موضوع اصلی اعتیاد نوجوانی دور افتاده از صمیمیت خانواده است و این یعنی دو سوم فیلم .
در بخش آخر اما ورق بر می گردد و ماجرای رویارویی "جو " با پدرش مطرح می شود و از این به بعد تا پایان فیلم است که جز رسیدن خبر اینکه "مصطفی" جوان عرب توزیع کننده هروئین به کشورش بازگشته ، دیگر نشانی از موضوع اعتیاد "جو" در میان نیست. تلاش مادر برای نزدیکی جنسی با فرزندش ، در این فیلم اما یک جسارت محض است.
بیوه زنی که حاضر با همخوابگی با مرد ایتالیایی در مسافرخانه سرراهی نیست و در خانه مصطفی نیز با دیدن تصاویر پورنوگرافیک روی دیوار در گفتگویش تعجیل می کند حالا تصمیم دارد که همه عشق به فرزند را اینگونه ظاهر کند.
در روایت ساده ی برتولوچی از زندگی مادری که هدف غایی زندگی اش را در آواز خواندن می جوید و نوجوانی که به پوچی رسیده ، چنین رابطه ای برای تماشاگر بسان یک شوک است. شوکی که اما برتولوچی را برتولوچی معنا می کند.